عبدالله مستوفى

303

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

تمام ترقيات آتيهء سردار سپه از دولت همين ملا كريمى او در كابينه است كه ابتدا سبب بسط يد او در كارهاى قشونى ، و سپس موجب نفوذ او در ساير دواير دولتى شده مقدمات نيل او را برياست وزراء فراهم آورده ، و او را بمقام سلطنت رساند . خوانندهء عزيز اجازه ميدهد كه اين ملا كريم اين كابينه ، و كابينه‌هاى آينده را كه بالاخره بمقام سلطنت هم ميرسد معرفى كنم و از اصل و تبار و روحيه و افكار او شرحى بنگارم و بعد بساير وقايع بپردازم . زيرا ، تاريخ اين كشور ، از اين روزها تا بيست سال ديگر سروكار مستقيم با اين مرد عجيب دارد و شناسائى كامل او يكى از لوازم تاريخ‌نويسى و تاريخ‌دانى است . اصل و تبار خوانندهء عزيز ميداند كه تحصيلات جوانى من در ادبيات و فقه و اصول و تاريخ و حقوق و اقتصاد بوده ، و در علوم طبيعى اندوخته منظمى ندارم ، پس نبايد انتظار داشته باشد كه آنچه در زمينهء اصل و تبار كه يكى از پيچيده‌ترين اسرار طبيعت است ، مينگارم صددرصد با عقايد طبيعىدانها مطابقه كند ، من آنچه بتجربه و مطالعه در ساختمان صورى و معنوى پدران و اخلاف در هفتاد سال عمر خود بدست آورده و احيانا بطور پراكنده در نوشتجات قدما و متأخرين خوانده و به آنها معتقد شده و يادم مانده است در اينجا بقلم مىآورم . اگر برحسب تصادف با قواعد و اصول موضوعهء طبيعىدانها موافق شد ، زهى سعادت من و الا خوانندهء عزيز اين چند صفحه را هم مثل متلك‌هاى اين كتاب دانسته و از آن درگذرد . در اصل و تبار و وراثت صورى و معنوى اخلاف از اسلاف هم مثل ساير تجربه‌ها و دانش‌هاى بشرى اختلاف عقيده وجود دارد . موافقين آنها كه باصل‌زادگى و خاندان كهن معتقدند ، ميخواهند بگويند كه همان‌طور كه در ساختمان صورى بخصوص در خطوط و نقوش اصلى ، اخلاف باسلاف شباهت پيدا ميكنند در اخلاق نيك و بد هم بايد اين شباهت را داشته باشند و هيچ دليل ندارد كه اين وراثت طبيعى را كه از حيث صورت محسوس و ثابت است ، از حيث معنى فقط به اين جهت كه محسوس نيست منكر شويم . از اين مقدمه نتيجه ميگيرند كه اخلاق نيك و بد از پدر و مادر با تحولات محيطى كه از طول مدت ممارست حاصل مىشود ، به اولاد ميراث ميرسد و چون آموزش و پرورش را در اين توارث خيلى مداخله نميدهند ، آنها را اخلاق ذاتى و جبلى موسوم كرده و ميگويند با وجود مجاهدت‌هاى آموزش و پرورش كه ميخواهد تمام افراد را باخلاق نيك هدايت و از اخلاق بد مرتدع نمايد ، معهذا خانواده‌هائى را مىبينيم كه افراد آنها در پاره‌اى از اخلاق جبلى مانند حسد و بخل و جبن و قساوت و كودنى و گولى و تزوير و لجاج ، يا بلندنظرى و كرم و شجاعت و مروت و ذكاوت و زرنگى و راستى و گذشت و شهامت و صراحت لهجه و متانت و بردبارى و حسن تعقيب و طبع شعر و صوت و قريحهءنويسندگى و سياستمدارى بر ساير خانواده‌ها بيشى و برترى دارند كه جز وراثت سبب ديگرى نميتواند داشته باشد .